امورفرهنگی
آموزنده
به عنوان مثال دستگاهی که قادر است به طور خودکار یک هواپیما را کنترل و جهت حرکت آن را تنظیم کند اگر بر یک موشکانداز خودکار تاثیر بگذارد و این موشک انداز تحت تاثیر عبور این هواپیما به طور خودکار به کار افتد و آن را منهدم کند ارتباط روی داده است. جرج میلر در کتاب ارتباط زبان و معنی به ارتباط بین ماشینها و حتی ارتباط در وراثت اشاره میکند. و سرانجام تعریف جرج گوردن در مورد ارتباط زمینهای فوقالعاده وسیع برای ارتباط مطرح کرده است. او در کتاب زبانهای ارتباط میگوید:«هر چیزی که انسان انجام میدهد به نحوی با مفهوم عمومی ارتباط مربوط است.» رونالد بنژ نیز گسترة عظیمی برای ارتباط قایل شده است و میگوید:«هیچ چیز هویت پیدا نمیکند. مگر در سایة ایجاد ارتباط.» آخرین تعریفی که به آن اشاره میکنم، تعریفی است از دنیس لانگی و میشل شین که در فرهنگ لغات ارتباطات، سال۱۹۸۶ آمده است. آنها مینویسند: ● تعریف پیشنهادی برای ارتباط به هر حال با توجه به تعاریف فوق میتوان گفت: «ارتباط عبارت از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده مشروط بر اینکه تأثیری بجای گذاشته باشد» یا در تعریف دیگری میتوانیم به این نتیجه برسیم که: ارتباط یعنی همانا دیدهشدن، شنیدهشدن، فهمیدهشدن و حاصلشدن از سوی دیگران است و همچنین دیدن، شنیدن، درک و پذیرش روح آنهاست و اینجا است که میگوییم ارتباط برقرار شده است. انواع روابط انسانی از دیدگاه بوبر مارتین بوبرmartin buber) )فیلسوف اتریشی به سه نوع رابطه با استفاده از تعابیر شاعرانه اشاره میکنند. ۱) رابطه من و آن I- IT Communication ۲) رابطه من و شما I- You Communication ۳) رابطه من و تو I- Thou Communication ۱) ارتباط من و آن در رابطه من و آن، انسانها با یکدیگر برخورد های کاملا غیر مشخصی دارند و تقریبا با آنها همچون اشیاء برخورد میکنند. در رابطه من و آن، به طرف مقابل زیاد اعتماد نمیکنیم. حتی اصلا اهمیتی نمیدهیم که چنین آدمی وجود دارد(رابطه با فروشندگان، کارکنان رستورانها، و کارمندان ادرات و... ) در خانوادههای سازمان نایافته، پدر و مادر فرزندان خود را نادیده میگیرند و با فرزندان خود همچون اشیاء برخورد میکنند و آنها را انسانهای بیهمتا و بینظیر در نظر نمیگیرند. ۲) ارتباط من و شما دومین سطح رابطه از نظر بوبر، ارتباط من و شما است که اکثر تعاملات انسان در زمره این ارتباطات می گنجد. ارتباط من و شما حد وسط ارتباطات غیر فردی و میان فردی است. در این نوع ارتباطات، طرفین با یکدیگر مثل اشیاء برخورد نمیکنند. اما فردیت یکدیگر را به طور کامل به رسمیت نمیشناسند. (گفتگو با فروشنده کتاب، گفتگوی شما یا همکاریها در این گونه تعاملات)، شما دیگران را به واسطه نقشی که دارند به رسمیت میشناسید و به فردیت آنها بها نمیدهید. در محیط کار نیز اکثر روابط از نوع روابط من و شماست. ارتباط ما با دیگران در عرصههای اجتماعی در مقایسه با ارتباط با عزیزانمان عمق کمتری دارد.به این ترتیب ارتباط ما با دوستان اتفاقی، همکاران، بستگان دورمان از نوع ارتباط من و شماست. ۳) ارتباط من و تو نادرترین نوع ارتباط، ارتباط من و تو است. به نظر بوبر، این نوع ارتباط، عالیترین شکل گفتگوی انسانی است. چون طرفین رابطه، یکدیگر را موجوداتی ارزشمند و ارجمند و بیهمتا میبینند. وقتی در سطح من و تو ارتباط برقرار می کنیم به تمامیت و فردیت دیگران توجه میدهیم. دیگر با آنها متناسب با نقشهای اجتماعی آنها برخورد نمیکنیم. و آنها را انسانهای بیهمتا میبینیم که کلیت وجود آنها را قبول داریم. در ضمن در ارتباطات من و تو، خودمان را نمیپوشانیم و بر چهره خود نقاب نمی زنیم بلکه تمام مکنونات قلبی خود را فاش میکنیم. و مزیتها، عیبها ، و امیدها ترسها و نقاط قوت و ضعف خود را با آنها در میان میگذاریم. به نظر بوبر در روابط من و تو به طور تمام و کمال انسان میشویم و در تعاملات خالصانه رفتار میکنیم. به نظر بوبر، اکثر ارتباط انسانها در واقع «ظاهر سازی» هستند. یعنی طرفین سخت مراقب چهره و تصویر خود هستند و مدام در بند این هستند که خودشان را چطور جلوه دهند و به نمایش بگذارند. اما در روابط من و تو، انسانها همانهایی هستند که «هستند» و ماهیت و احساس واقعی خود را فاش میسازند از نظر بوبر ارتباط من و تو کاملا میان فردی است. زیرا در این نوع برخوردها. انسانها یکدیگر را اشخاصی کامل و زنده میبینند. روابط من و تو زیاد رایج نیستند. زیرا نمیتوانیم مکنونات قلبی خود را با هر کسی در میان بگذاریم. انسانها دوست ندارند برای هر کسی در دل و با هر کسی رابطه خصوصی برقرار کنند به همین دلیل روابط و ارتباطات من و تو بسیار کمیاب و مظهر روابط میان فردی کامل است. (جولیاتی. ۱۳۷۹، ص ۴۵-۴۹) بیتردید در شمردن انواع ارتباط، میتوانیم انواع دیگر کنش ارتباطی را بیابیم ولی آنچه که مسلم است این است که ارتباط در هر قالبی بگنجد، پیامش مثبت است و سازنده، البته اگر محتوای ارتباط هدفمند و خیرگرایانه باشد و در غیر این صورت پیامهای منفی، آسیبزا هم میتواند در قالب پیامهای ارتباطی بگنجد. به هر صورت آنچه که در یک پیام مهم است، تأثیر میباشد و رساندن پیام به گیرنده پیام. ویژگیهای ارتباطات ا نسا نی از آنجایی که ارتباط بر اساس تعاریف فوق یک فراگرد محسوب میشود. این فراگرد دارای ویژگیهای زیر است. ▪ میانکنشی بودن ارتباط هنگامی که میگوییم فرآیند ارتباط میان کنشی است، ما خود به خود بر آن باور گرایش خواهیم داشت که، این فراگرد بر پویایی رابطه میان انسانها استوار است. اکثر جامعه شناسان و دست اندرکاران علوم اجتماعی به معنی وسیع کلمه، میان کنش یا کنش متقابل را در مورد ارتباطات مبادله دو سویه پیامها بین دو انسانی که به عمل ارتباطی پرداختهاند میدانند که به تغییر و دگرگونی در یکی از آنها یا هر دوی آنها میانجامد. میان کنش زمانی رخ میدهد که یک جریان و رابطه داد و ستدی دربین اجزای آن فراگرد به وجود آید. میان کنش در ارتباطات عموما به تبادل پیامها اطلاق میشود که میان دو نفر در جریان است که این خود، منتج به تغییر در پیامها شود. به گونهای روشن، وقتی دو نفر در فراگرد ارتباطی درگیر میشوند، در تمام لحظههای تبادل و میان کنش، هر یک دگرگون میشوند و این دگرگونی خود ناشی از دگرگونی در نگرشها و تمایلات هر یک از آنها است. پیامها چه کلامی و چه غیر کلامی، تاثیری در طرف مقابل میگذارند و آن تاثیر منجر به دگرگونی در نگرشها و رفتارهای فرد مقابل میشود و او را بر آن میدارد که از طریق مکانیزم باز خور عکس العملی نشان دهد که متمایز با آنچه که قبلا خود نشان داده است، باشد. این خود، در فرستنده پیام تاثیر میگذارد و او نیز دگرگون میشود و ممکن است با شدت بیشتر به کار خود ادامه دهد و یا اینکه از تاب و توان گذشته خود بکاهد. گاه ممکن است چنین به نظر آید که فقط یکی از طرفین فراگرد ارتباطی دگرگون شده است و طرف دیگر تغییری از خود نشان نمی دهد. پژوهشهای دقیق و خرده نگر، نشان دادهاند که چنین نیست. هر دو طرف فراگرد ارتباطی تغییر میپذیرند، هر چند که ممکن است یکی از آنها چنین تغییری را کمتر از خود بروز دهد و سعی در پنهان کردن احساس و رفتار خود کند. خواه ناخواه انسانی که در فراگرد ارتباطی درگیر شده است. دگرگون میشود و این دگرگونی با شدت و ضعف در او نمایان خواهد شد گاه دگرگونی در باورها و نگرشها است، و گاه در احساسات و زمانی در رفتار. در ارتباطات آنچه میان دو نفر مبادله میشود پیام است. پیام عموما به آنچه نوشته و یا گفته میشود اطلاق میشود. اما باید توجه داشت که پیام فقط به گفتار و نوشتار خاتمه نمییابد. بخش عظیمی از پیامهایی که میان مردم مبادله میشود در کسوت گفتار و نوشتار نمیآید. بلکه اعمالی هستند که بیشتر انجام میدهند و حرکاتی که از آنان به منصه ظهور میرسند. به عبارت دیگر، رفتارها، طرز لباس پوشیدن، بلندی و کوتاهی موی سر و یا ریش، نوع وسیله نقلیه که استفاده میکنند. همه و همه پیامی هستند که از فردی به دیگری منتقل میشود و به او تفهیم میکند که طرف مقابل چگونه آدمی است و چگونه میاندیشد و چه احساسی دارد. اگر چیزی که ما میپوشیم و یا حرکتی که انجام میدهیم معنی خاصی را به دیگران منتقل میکند. میتواند پیامی از سوی ما به آنان باشد و آن هم میتواند هم در سطح ملی و هم در سطح بینالمللی ارتباطی را به وجود آورد (فرهنگی، ۱۳۷۹، ص ۲۴-۲۲) ▪ تعاملی یا مراودهای بودن ارتباط فراگرد ارتباطی در محیط شکل میگیرد و انجام میپذیرد. محیط نه تنها به فراگرد ارتباطی و نوع آن تاثیر میگذارد. بلکه به ادراکات( perception) ، آنچه بین خود ردو بدل میکنیم. و حتی در سطحی که ارتباط میگیریم نیز تاثیر میگذارد. ما در خلاء با یکدیگر ارتباط نمیگیریم. کنشها و واکنشهای ما در مقابل یکدیگر در چارجوب نظامهای اجتماعی( social system)و شرایط فیزیکی حاکم برماست. آنچه شما در خانه با والدین یا خواهران و برادران خود در میان میگذارید، کاملاً متفاوت از آن است که در دانشگاه یا کارخانه با دوستان خود در میان میگذارید. یا به استادان و رؤسای خود میگویید. علاوه بر این، آنگونه که شما به جهان و دگرگونیهای آن مینگرید با توجه به عوامل محیطی و نظام اجتماعی بر رفتار ارتباطی شما اثر میگذارد. محیط فیزیکی و شرایط اجتماعی که در آن قرار میگیریم نگرش و رفتار ما را همانگونه که دیدیم تغییر میدهد و در نتیجه ما با دیگران همواره به گونهای متفاوت ارتباط برقرار میکنیم. به عبارت دیگر ارتباط ما با دیگران موکول به وضعیت و شرایط حاکم برماست. ارتباط ما با دیگران همواره متفاوت است و ما خود نیز همواره در حالت متفاوتی نسبت به قبل خود هستیم. به گفته جیمزمک کر ا کسی James Mc crocks«رفتار ارتباطی ما تغییر پذیر است و ما در مورد یک واقعیت به گونههای متفاوت عمل میکنیم». بر این اساس. واقعیت در نظر ما با توجه به فراگرد ارتباطی ما با دیگران شکل میگیرد واقعیت آن چیزی است که از طریق ارتباط با دیگران برای ما پدید آمده است مهمتر آنکه ما بخشی از «خود» را از طریق ارتباطات با دیگران در میان میگذاریم. بدین سان شدنی است که، ادراک ما از جهان- یا واقعیت از نظر ما- دائماً در معرض دگرگونی است و بستگی به آن دارد که در کجائیم و محیط جغرافیایی و شرایط اجتماعی و فرهنگی حاکم بر ما چگونه است و این عوامل بر روی ما در آن برهه خاص از زمان چه تاثیری گذاردهاند. ممکن است برخی از ما این تجربه مشترک را داشته باشیم که پس از سالهای سال دوری، از دوستی که در دوره کودکی و یا دبیرستان با ما بوده و بسیار صمیمی بودهایم روبرو شویم. آن دوست در گذشته نزدیکترین فرد به ما در زندگی بوده است، و ما از همه چیز یکدیگر با خبر بودهایم. اما اینک پس از چند سال جدایی و تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی برای هر کدام از ما- یکی در دانشگاه و دیگری در محیط بسته کار- احساس میکنیم دیگر نمیتوانیم به درستی با یکدیگر ارتباط داشته باشیم. حرف یکدیگر را نمیفهمیم و وجود یکدیگر را به راحتی نمیتوانیم تحمل کنیم. چیز زیادی برای گفتن و در میان نهادن با یکدیگر نداریم. ارتباط بین ما با دشواری انجام میپذیرد. این دشواری از این رو پدید آمده است که ما دیگر در یک محیط و شرایط یکسان با یکدیگر نیستیم. یکی دانشجوست و دیگری کارگری ساده، یکی تجارب فراوانی در محیط کار بدست آورده است و دیگری دنیای وسیعی از تفکرات و آگاهیهای علمی به رویش گشوده شده است. دیگر نزدیکی و یگانگی گذشته نمیتواند بین ما دو نفر پدید آید. مگر آنکه باز ما دو نفر در شرایط یکسان قرار گیریم. نزدیکی intimacyکه در ارتباط بین شخص، مبحثی گسترده و جالب توجه است در حقیقت بر پایههای یکسان محیط جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی و نگرشی شکل میگیرد. تفاوت هر یک از عوامل فوق در طرفین ارتباط درجه نزدیکی را کاهش میدهد. این تجربه بیانگر این واقعیت است که ارتباط در فضا و محیطی که بر ادراک ما تاثیر دارد شکل میگیرد و این فضا یا محیط است که اشکال و شیوههای ارتباطی را برای ما رقم میزند. (همان منبع، ۱۳۷۹، ص ۲۷-۳۰). ▪ ارتباط یک تبادل است نظریه پردازان قدیمی- همچون شنون و ویور(۱۹۴۹)- ارتباط را فرآیندی خطی میدانستند که طی آن منبع پیام را فرمولبندی و به گیرنده منتقل میکند. اما اکنون دیدگاههای تبادلی جای این نظریه را گرفتهاند. در این دیدگاه ماهیت پویا و متغییر این فرآیند مورد توجه است و بر تاثیر و تاثر ارتباط برقرار کنندگان بر یکدیگر در یک سیستم دو سویه تاکید میشود. (هارجی و ساندرز و دیکسون،۱۳۷۷، ص۲۴). ▪ ارتباط اجتناب ناپذیر است به نظر طرفداران دیدگاههای فراگیر در مورد اجزای ارتباط(مثلاً واتزلاویک و دیگران، ۱۹۶۷، شفلین،۱۹۷۴) در موقعیتهای اجتماعی که افراد از حضور هم آگاهند و تحت تاثیر کارهای یکدیگر هستند گریزی از ارتباط نیست. به نظر کارسن carson (۱۹۶۹، ص۱۶) »هر گاه رفتار طرفین وابسته به یکدیگر باشد- و حتی اندکی نفوذ میان فردی وجود داشته باشد- میتوان گفت که دو طرف با هم ارتباط دارند.» در اینجا یادآوری جمله معروف واتز لاویک و دیگران ضروری مینماید:«ما چارهای جز ارتباط نداریم» برخی دیگر از محققان تعریف محدودتری از ارتباط ارائه میدهند. به نظر اکمن و فریزن (۱۹۶۹) زمانی ارتباط برقرار میشود که طرف رمز گردان به عمد پیامی برای طرف گوینده ارسال نماید. اما آیا طرف رمز گشا باید از منظور وی آگاهی داشته باشد؟ اگر طرف رمزگشا متوجه تعمد او نشد و بر همین اساس واکنش نشان داد(یا اصلاًَ عملی انجام نداد)چطور؟ آیا باز هم میتوانیم بگوییم ارتباطی برقرار شده است؟ وینرwiener و دیگران(۱۹۷۲) نیز ارتباط را به مجموعه رفتارهایی محدود میکند که با یک رمز خاص هماهنگی داشته باشد، رمز اجتماعی مشترکی که سنبلها را معنا نماید. اما باز هم میتوان پرسید که یک رمز تا چه حد باید مشترک باشد؟ و رسمیت آن چقدر باید باشد تا بتوانیم آن را یک رمز محسوب کنیم؟ ▪ ارتباط هدفمند است یکی دیگر از ویژگیهای ارتباط، هدفمندی آن است: طرفین ارتباط هدفهایی دارند، آنها میخواهند از ارتباط خود نتیجه مطلوب بگیرند(برگر berger،۱۹۸۹). به نظر کلرمن kellerman (۱۹۹۲) یکی از نشانههای هدفمندی ارتباط این است که ارتباط به فعالیتی«تنظیم شده» تبدیل شود. یعنی ارتباط برقرار کنندگان صحبتها و اعمال خود را متناسب با اهداف خود و الزامات موجود پیریزی کنند. این نکته با نظر وینوگراد winograd (۱۹۸۱) مبنی بر اینکه«تمامی چیزهایی که طرفین در برخوردهای اجتماعی خود ابراز میکنند ماحصل طرحی است برای تحقق یک هدف» هماهنگی کامل دارد. لنگرlanger و دیگران(۱۹۷۸) معتقدند که بخش اعظمی از ارتباط«بیفکر» صورت میگیرد. آنها بین فعالیت آگاهانهای که در آن«افراد به دنیای خود توجه دارند و استراتژیهای رفتاری خود را بر اساس اطلاعات دریافتی تدوین میکنند» و فعالیت ناآگاهانه که در آن«اطلاعات جدید عملاً پردازش نمیشود بلکه سناریوهای قدیمی که زمانی جدید بودهاند بطور قالبی احیاء میشوند» تمایز قائلند. کلرمن(۱۹۹۲) قاطعانه میگوید: «ارتباط هم هدفمند استراتژیک است و هم خودکار». او معتقد است که میتوان بدون هر گونه آگاهی هوشیارانهای به بازبینی رفتار هدفمند پرداخت. خلاصه هدفمندی ارتباط به این معنی نیست که الزاماً هوشیاری کاملی بر جریان ارتباط حاکم باشد. علیرغم اینکه تعهد، کنترل و آگاهی از جمله بخشهای بسیار مهم مفهوم ارتباط، بعنوان فعالیتی ماهرانه، هستند. اما ظاهراً بسیاری از زنجیرههای قبلاً تمرین شده را میتوان در پس ذهن نیز انجام داد(برشیلد bereschield،۱۹۸۳). ما پس از کسب مهارتها میتوانیم آنها را«بدون» تفکر هوشیارانه انجام دهیم. اما گاهی این عدم آگاهی میتواند موجب عدم توفیق برخوردها شود لنگر(۱۹۹۲) تاکید میکند که: عدم آگاهی از انتخاب کلمات در هنگام صحبت ما را از فرآیندی که به نفع ماست محروم میسازد. عدم آگاهی از این انتخابها در هنگام گوش دادن به هنگام حرفهای دیگران نیز برای ما گران تمام میشود...اگر رویکرد آگاهانهای داشته باشیم که در آن از سایر چشماندازها و باورها نیز مطلع گردیم آنگاه میزان کنترل ما بر ارتباط افزایش خواهد یافت. (همان منبع، ۱۳۷۷، ص ۲۵-۲۶) ▪ ارتباط چند بعدی است. یکی دیگر از ویژگیهای مهم ارتباط، چند بعدی بودن آنهاست، چون پیامها بندرت به صورت جداگانه و مجزا مبادله میشوند. واتز لاویک و دیگران(۱۹۶۷) متوجه شدهاند که فرآیند ارتباط در دو سطح مجزا اما به هم مرتبط روی میدهد. سطح اول مربوط به محتوی است و با موضوع اصلی مرتبط است. مثلاً صحبت درباره فیلم دیشب، انتخاب رستوران، تشریح نظریه نسبیت، و موضوعات دیگر. این مساله موضوع گفتگو را تشکیل میدهند و وقتی به آنچه در هنگام ارتباط روی داده فکر میکنیم، معمولاً همین مساله به ذهن ما خطور میکنند. اما این کل ماجرا نیست. ارتباط جنبههای دیگری هم دارد که کمتر مشهودند. مثلاً فرافکنی هویت در حین مذاکره درباره رابطه، و یا تعریف ارتباط از سوی تعامل کنندگان. تعامل کنندگان با انتخاب موضوع بحث(و موضوعاتی که باید از آنها اجتناب کرد)، بخصوص با انتخاب کلمات و شکلهای ابراز، لهجهها، سرعت گفتار و کل ویژگیها و رفتارهای غیر کلامی، به ارائه خود self-presentatonیا کنترل برداشت میپردازند. منظور تعامل کننده، ارائه مثبت خود در نظر عموم و اصولاً ارائه خود به شکلی خوشایند است. ایجاد برداشتی صحیح و مطلوب در اذهان، چند فایده مهم دارد، از جمله اینکه علاوه بر پاداشهای مادی، منافع اجتماعی همچون تایید، دوستی و اقتدار را هم در پی دارد. گافمنgaffman درسا ل(۱۹۵۹)بر اهمیت حفظ صورتکها- که در واقع ابزار ارزشمندی شخص هستند- توسط بازگران اجتماعی تاکید میورزد- صورتک عبارت است از ابزار ارزشمندی خودمان در حضور دیگران- گافمن متوجه شد که بازیگران اجتماعی نه تنها سعی میکنند صورتک خود را حفظ کنند، بلکه مراقب هستند تا صورتک طرف مقابل را نیز بیاعتبار نسازند. براون و لوینسون (۱۹۷۸) در یکی از فصول ارزشمند کتاب خود به این نکته اشاره میکنند که مودب بودن، شیوهای برای کاهش احتمال لو رفتن صورتک است. (همان منبع،۱۳۷۷، ص۲۷). ▪ ارتباط برگشت ناپذیر است. به بیان ساده میتوان گفت که وقتی چیزی را گفتیم نمیتوانیم آن را«پس بگیریم» گاهی با فاش کردن یک راز، اعتماد دیگران را از خودمان سلب میکنیم اما دیگر کار از کار گذشته است، و گفته ما برگشتناپذیر است. البته منظور این نیست که نمیتوان پیامدهای شخصی و رابطهای این عمل را اصلاح کرد. ما برای اصلاح وقایع و برای آنکه کمتر سرزنش شویم باید ماجرا را دوباره تعریف کنیم، به همین خاطر به مکانیسم شرح account متوسل میشویم. منظور ما از شرح، توضیح دادن اعمال مبهم و مشکل آفرین است. (همان منبع، ۱۳۷۷، ص۲۸). وظایف ارتباطات وظیفه اصلی ارتباطات انسانی و دگرگونی ، سازش با دگرگونی است. ما در اینجا به چهار وظیفه ارتباطات که عبارتند از: وظیفه پیوستگی، اطلاعاتی و استدراکی و تاثیرگذاری و تصدیق میپردازیم. ۱) وظیفه پیوستگی( affinity function)یکی از وظایف ارتباطات استقرار، ابقاء و دگرگونی روابط اجتماعی است. بدون شک بسیاری از ما از این رو به ارتباطات روی میآوریم تا به دیگران بپیوندیم، و خود را با دگرگونیهایی که از آن حادث میشود سازگار کنیم. این وظیفه عموماً بیانگر وجود و یا عدم وجود جاذبه، نزدیکی. تشابه و اشتراک بین مردم است. دو نفر یکدیگر را میبینند. ارتباطات موجب ایجاد یا افزایش و یا بر عکس موجب از بین رفتن و یا کاهش پیوستگی میان طرفین ارتباط یا اشخاص میشود. ۲) وظیفه اطلاعاتی و استدراکی اکثر دانشمندان ارتباطات بر این باورند که یکی از مهمترین وظایف ارتباطات، وظیفه اطلاعاتی و استدراکی است که موجب افزایش استدراک از طرف مقابل فراگرد ارتباطات یا افزایش اطلاعات میشود. یکی از کارهایی را که ارتباطات میکند، همانطور که اشاره شد، فرستادن و دریافت پیام و یا به عبارتی اطلاعات است که به نوبه خود میتواند موجب تفهیم و تفاهم بر حسب آنکه آیا پیام به درستی ارسال و دریافت شده باشد میشود. اگر ارتباطات را فراگرد ارسال و دریافت پیامهای نوشتاری، گفتاری و غیرکلامی(یاحرکتی) بدانیم که به منظور انتقال معنی و مفهوم از فردی به فرد دیگر و یا تاثیر و تاثر بر روی دیگران و یا نفوذ در آنان بکار میرود، در آن صورت ما بدین خاطر با دیگران ارتباط برقرار میکنیم که تغییری در اطلاعات آنان بوجود آوریم و یا خود را با آنها سازش داده و یا آنها را به سوی انطباق با خویشتن بکشیم روش برقرار كردن ارتباط مؤثر ارتباط مؤثر رابطه ای است كلامی و غیركلامی بین دو یا چندنفر كه در طی آن، افراد می توانند عقاید، خواسته ها، نیازها و هیجانات خود را بیان نموده و به نوعی احساس رضایت دست یابند. اثرات برقراری ارتباط مؤثر با دیگران : راهكارها و نكات مهم روانشناختی در ارتباط مؤثر: 2 – روحیه هر فردی در رفتار او تأثیر گذار است : افراد در وضعیت های روحی متفاوت، رفتارهای مختلفی دارند. مثلاً آیا وقتی خسته هستیم سؤال طرف مقابل را همان گونه پاسخ می دهیم كه شاد و با نشاط هستم؟ 3 – نگرش و دنیای هر فرد متفاوت است : برخورد غیرمنطقی وجود ندارد! هر كس براساس منطق خود رفتار می كند، چون هر كس دنیا را از دید خود درك می كند؛ بنابراین بهتر است با افراد متفاوت برخوردهای متفاوت داشته باشیم. برای برقراری ارتباط مؤثر با دنیا و نگرش دیگران مقابله نكنیم بلكه نخست دنیای آنها را بپذیریم، به دنیا آنها پا بگذاریم و بعد او را به دنیای خود دعوت كنیم، به تعبیرشهید باهنر «از آنجایی شروع كنیم كه او دوست دارد و به آنجایی ختم كنیم كه خود دوست داریم». 4 – آدم ها را دوست داشته باشیم : ما با كسانی كه دوستشان داریم راحت تر به نتیجه می رسیم بنابراین برای برقراری ارتباط مؤثر لازم است به اصول دیگران احترام بگذاریم حتی اگر آنها را قبول نداریم، با این كار محبت و دوست داشتن خود را به آنها نشان می دهیم. 5 – باور اینكه هم من خوبم هم شما خوبید : توماس هریس در كتاب «وضعیت آخر» چها روضعیت را در ارتباط فرد با دیگران مطرح می كند، از جمله : من خوبم تو خوب نیستی. باور این وضعیت موجب احساس مقابله ، تلافی و دعوا می شود و مانع ارتباط است. من خوب نیستم ، تو خوب هستی. باور این وضعیت موجب احساس حقارت و كوچكی شده و مانع ارتباط است. من خوبم، شما هم خوبید 6 – كوشش غیرمستقیم مؤثر است : برای مثال در جلسه ای برگه هایی كه پشت آنها پیام هایی مفید و هدفمند نوشته شده بود به عنوان كاغذ یادداشت بین اعضاء توزیع شد، با وجود اینكه به افراد توصیه ای برای خواندن مطالب نشده بود، اما همه اعضای جلسه پیام ها را خوانده بودند! 7 – مقاومت دیگران را درك كنیم: اگر ضمن تلاش، برای ارتباط با فرد مقابل، او از خود مقاومت نشان داد و عباراتی از این قبیل به كاربرد: تو مرا درك نمی كنی، به او بگوییم «من احساس شما را می فهمم، اگر دوست داری درباره اش صحبت كنیم». 9 – شخصیت افراد را از رفتارشان جدا كنم: اگر رفتار طرف مقابل برای ما قابل قبول نبود برای برقراری ارتباط مؤثر بهتر است فقط همان رفتار ناپسند او را زیر سؤال ببریم نه كل شخصیت او را ، به كسی كه خطایی كرده نگوییم تو تنبل، كودن، بی عرضه و ... هستی، چرا كه این عمل ما را از برقراری ارتباط جهت انتقال پایم اصلی بازمی دارد. 10 – خوب گوش دهیم : در برقراری ارتباط موثر با دیگران خوب گوش كردن (گوش دادن فعال) به حرفهای طرف مقابل علاوه بر یك مهارت، یك هنر است وقتی كسی با ما حرف می زند باید سعی كنیم در چشمهایش نگاه كنیم و احساسات بیان شده او را درك كرده و با حركت چشم، ابرو و ... به او نشان دهیم كه مشتاقانه به سخنان او گوش می دهیم، از ارائه راه حل، نصیحت، قضاوت كردن و دستور دادن اكیداً بپرهیزیم چون اینها همه جزء سدها و موانع ارتباطی به شمار می آیند. 11 – دیگران را بدون قید و شرط بپذیریم : دیگران را همان گونه كه هستند بپذیریم و سعی نكنیم آنها را در قالب انتظار و خواسته خود شكل دهیم. 12 – ارتباط خود را با كلمه «من» شروع كنیم: اگر در ارتباط با دیگران مسأله ای پیش آمده ابتدا مشخص كنیم چه كسی بیش از دیگران ناراحت شده و آن گاه پیام را با كمله «من» و بدون مقصر دانستن یا سرزنش دیگران بیان كنیم، مثلاً : « من امروز خسته ام، لطفاً صدای ضبط صوت را كم كنید». 13 – روشن، كوتاه و گزیده سخن بگوییم: عموماً پرحرفی و زیاد سخن گفتن نه تنها به ارتباط بهتر كمتر نمی كند بلكه مانع از ارتباط هم می شود. به فرمایش امام علی علیه السلام : «خیر الكلام ما قل و مادلّ» بهترین كلام سخن كوتاه و گزیده است. 14 – نیازهای دیگران را در حد ممكن برآورده كنیم : برای برقراری ارتباط بهتر با دیگران متوجه نیازهای اساسی زیستی، روانی، عاطفی و اجتماعی اطرافیان خود باشیم و با برآورده كردن نیازهای آنها در حد توان خود به سوی برقراری ارتباط بهتر با آنها گام برداریم. 15 – صحبت با دیگران را خوب شروع كنیم: سلام و احوالپرسی و مقدمه چینی در آغاز صحبت با دیگران می تواند ما را در برقراری ارتباط بهتر كمك كند.
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
الهی نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی Archivesبهمن 1391دی 1391 آذر 1391 شهريور 1391 مرداد 1391 تير 1391 AuthorsسعیدهLinks
ستایش دختری از جنس تنهایی@
LinkDump
حمل و ترخیص خرده بار از چین Categories
عیدو تلویزیون خونه پدر بزرگ |